به گزارش ورزش برخط، _ مجید سعیدی؛ پرسش روشن است: مدیران باشگاههای ما بر اساس کدام معیار انتخاب میشوند؟ دانش مدیریت؟ شناخت فوتبال؟ کارنامه موفق؟ سلامت مالی؟ یا توصیههایی که پشت درهای بسته، سرنوشت باشگاهها را رقم میزنند؟
در نظامی که شایستهخواهی جایگاه روشنی ندارد، شایستهسالاری نیز به شعاری زیبا و بیاثر تبدیل میشود. ابتدا باید شایسته را جستوجو کرد؛ سپس به او مسئولیت سپرد. نمیتوان بدون در نظر گرفتن صلاحیت افراد، حکمی صادر کرد و بعد از ناکامی، از نبود مدیر کارآمد گلایه داشت.
مدیر ناکارآمد، فقط نتیجه را خراب نمیکند؛ گاه زمینه را برای تخلف، اتلاف منابع و فساد فراهم میسازد. هرچند ناکارآمدی الزاماً به معنای فساد نیست، انتصاب غیرشفاف و نظارت ضعیف، راه را برای هر دو !؟
باید نگران بورد ؛ نگران از نهادینه شدن فساد !
فوتبال ما که به محله ی برو بیا شباهت دارد . مدیران میآیند و میروند؛ قراردادها بسته میشود، هزینهها بالا میرود و سرمایه باشگاهها مصرف میشود. اما کمتر کسی میپرسد؛ انتخابکنندگان مدیران بر چه اساسی تصمیم گرفتهاند ؟ چه کسی پاسخگوی انتخابهای اشتباه است.؟
اگر مدیر بر اساس سفارش انتخاب شود، چرا باید بر اساس عملکرد بازخواست شود؟
اصلاح فوتبال، پیش از تغییر مربی و بازیکن، به اصلاح سازوکار مدیریت نیاز دارد. معیارهای انتصاب باید شفاف باشد. صلاحیت حرفهای باید احراز شود. تعارض منافع باید مهار شود و هیچ مدیری نباید به پشتوانه رابطه، از پاسخگویی مصون بماند.
فوتبال ایران بیش از آنکه از کمبود پول رنج ببرد، از کمبود مدیریت حرفهای آسیب میبیند. پول بدون تدبیر، هزینه است؛ قدرت بدون پاسخگویی، خطر؛ و انتصاب بدون شایستگی، تکرار شکست.