آقای وزیر ورزشی! تعریف شما از فیرپلی غلط است

صحبت های وزیر ورزش در خصوص< فیرپلی> در باشگاه و پولهایی که باشگاه ها هزينه می کنند واکنش های متفاوتی در میان اهالی ورزش داشت که در همين خصوص یادداشت دکتر محمد رضا بختیاری وکیل دادگستری و مدرس حقوق ورزشی را می خوانیم

به گزارش نشریه سراسری ورزش و مردم امروز و به نقل از پایگاه خبری ورزش برخط؛ وزیر ورزش در مصاحبه‌ای عنوان کرده بود که همه باشگاه ها باید بودجه یکسانی داشته باشند و در شرایط مساوی راهی میدان شوند این در حالی است که تصور حمید سجادی از فیرپلی در فوتبال کاملاً غلط است و هیچ جای دنیا شما نمی بینید که بودجه تمام باشگاه ها تقریباً مساوی باشد. از نفر اول ورزش کشور بعید است که موضوع به این سادگی را نداند چراکه هر باشگاهی با توجه به بزرگی و درآمدهای خود می تواند هزینه کند و البته که دیر یا زود فوتبال باید از حالت دولتی بودن خارج شود.

 وزیر ورزش در صحبت های خود در مورد قرار دادهای حرفه ای و شروط خاص این قراردادها و همچنین فیرپلی مالی مسائلی را بیان کرده که نشان می دهد از اطلاعات کافی برخوردار نیست. شایسته است حمید سجادی که از قهرمانان بزرگ کشور بوده قبل از بیان صحبت های حقوقی ورزش با متخصصین حقوق ورزشی صحبت و مشورت کند.

 در همین راستا دکتر محمد رضا بختیاری وکیل دادگستری، محقق ومدرس حقوق ورزشی یادداشتی  را برای تحریریریه نشریه سراسری سراسری ورزش و مردم امروز ارسال کرد ه که از نظرتان می گذرد؛

 

مقررات مالي و بازى جوانمردانه مالي 

 

مقررات مالي سالهاست كه جزئي جدايي ناپذير در فوتبال است. اين مقررات می‌تواند اشكال مختلفي داشته باشد كه به دلايل مختلف توجيه شود،. 

 

به عنوان مثال، مقررات ممكن است در جهت شفافيت و پاسخگويي يا از بين بردن تضاد منافع يا ساير چالش‌هاى يكپارچگي ورزش باشد. قوانيني كه سرمايه‌گذارى شخص ثالث در فوتبال را منع می‌كند و قوانيني كه مقررات واسطه‌ها را تنظيم می‌كنند، يا قوانيني كه تعيين می‌كنند چه كسي فردى مناسب و شايسته مالك يا مدير باشگاه فوتبال است، ، همه اينها می‌توانند به عنوان انواع مقررات مالي در نظر گرفته شوند. 

 

تصور غلطي در مورد قوانين FFP وجود دارد. به طور كلي آنها در جهت اطمينان از توازن رقابتي بين باشگاه‌هاى فوتبال نيستند، اگرچه بحث‌هايي در مورد تقويت يا تخريب چنين تعادل رقابتي توسط آنها وجود دارد. برعكس، هدف صريح آنها تا حد زيادى ارتقاء ثبات مالي است (گرچه باز هم بحث‌هايي درمورد نزديك شدن آنها به دستيابي يا تضعيف اين هدف وجود دارد). آنها قرار است هزينه‌هاى بيش از حد باشگاه‌ها را متوقف كنند، اما در رابطه با درآمد باشگاهي كه بيش از درآمد، هزينه می‌كند. پارى‌سن‌ژرمن، رئال مادريد يا منچستر يونايتد می‌توانند به ميزان قابل توجهي بيشتر از بودجه بازيكنان تيمهاى فوتبال تولوز ، ژرونا يا AFC بورنموث در بودجه بازيكنان خود هزينه كنند. 

 

مدل FFP كه توسط فوتبال انگليس و اروپا به تصويب رسيده است، بسيار متفاوت از مدل سقف دستمزدى است كه در برخي ديگر از ورزش‌ها به كار رفته است. عليرغم اينكه خانه اقتصاد بازار آزاد است، سقف حقوق و دستمزد در ايالات متحده آمريكا متداول است - آنها در ليگ ملي فوتبال، ليگ ملي هاكي و ليگ برتر فوتبال عمل ميكنند، در حالي كه «سقف حداقل» و «ماليات لوكس» توسط فدراسيون ملي بسكتبال اعمال می‌شود. 

 

سقف حقوق و دستمزد در سطح بالايي از هر دو نوع راگبي در انگليس اجرا ميشود: ليگ برتر Aviva در فدراسيون راگبي و سوپرليگ در ليگ راگبي. سقف حقوق و دستمزد به طور كلي مبلغ كل يك باشگاه رقابتي را كه ميتواند براى حقوق بازيكنان در يك مسابقه مشخص هزينه كند، به ميزان مساوى محدود ميكند. آنها هم به دليل تعادل رقابتي (اجازه نميدهند باشگاههاى ثروتمندتر با هزينه بيشتر از مزيت برخوردار شوند) و هم ثبات مالي (جلوگيرى از خرج بيش از حد باشگاه‌ها با توجه به يك قانون ليگ) توجيه ميشوند. 

 

از طرف ديگر، قوانين FFP مبلغي را كه يك باشگاه می‌تواند هزينه كند (يا بهتر است بگوييم بدهي آن) با توجه به درآمد آن باشگاه محدود می‌كنند. يك باشگاه ثروتمندتر می‌تواند بيش از يك باشگاه فقيرتر هزينه كند.

 

 قوانين FFP معمولاً فقط به عنوان ارتقاء ثبات مالي توجيه ميشوند - اين قوانين قرار است مانع از جمع ‌آورى بدهی باشگاهي بيشتر از آنچه كه ميتواند مديريت كند و در نتيجه منجر در خطر ورشكستگی قرار بگيرند، می‌شوند.

 

 با اين حال، آنها اغلب مورد انتقاد قرار می‌گيرند زيرا (از جمله موارد ديگر) مانع رقابت قانوني و در نتيجه تعادل رقابتي هستند. در حالي كه در گذشته يك سرمايه‌گذار می‌توانست در يك باشگاه كوچكتر سرمايه‌گذارى بيشترى انجام دهد تا به آن كمك كند تا با يك باشگاه بزرگتر رقابت كند، FFP مبلغي را كه مبلغي كه يك سرمايه‌گذار ميتواند براى رسيدن سرمايه گذارى كند، محدود ميكند و فاصله بين باشگاه‌هاى تاسيس شده بزرگتر و باشگاه‌هايي را كه هنوز به آن نقطه نرسيده‌اند را افزايش می‌دهد. 

 

باشگاه‌هايي مانند منچستر سيتي و چلسي به اندازه كافي خوش شانس بودند كه سرمايه‌گذاران ثروتمند به آنها كمك می‌كنند تا قبل از شروع صحيح قوانين FFP به منافع منچستر يونايتد ، ليورپول و آرسنال برسند، اما به گفته منتقدان در آينده وضعيت باشگاه‌ها به همين ترتيب دشوارتر است. همين استدلالها در مورد باشگاه‌هايي در سطح قهرماني براى صعود به ليگ برتر يا كساني كه وارد مسابقات يوفا می‌شوند و مايل به رقابت با بازيكناني مانند بارسلونا يا يوونتوس هستند، صدق ميكند._

آخرین اخبار